غدیر خم
مامانی های من.دیروز جشن غدیر بود.جشن مامانی.مامانی تون ساداته.تو این جشن.رسمه همه می رن به دیدن سید ها و ازشون عیدی می گیرن.تو خانواده ما همه سید هستن.هم مامانم با فامیلاش . هم بابام با فامیلاش.کلا"طرف پدریم همه سید هستن{شوهر عمه ها و ....}بجز یکی و سه تا زن عموم.من و دایی جون و زن دایی جون دو گوهره هستیم.یعنی هم بابامون سیده و هم مامانمون.کلی ولوشو پنج شنبه، جمعه ها.الان عمه فداییم "فواد"چهار گوهرست.کلی نذر می کنند سر جدش.از این ها گذشته می خواهم بگم تو این روز امام اولمون توسط پیامبر انتخاب شد.محمدم،طهورا خانم.احترام به سید یادتون نره.از قدیم گفتن نباید به سید پشت کرد چه برسه به بی احترامی.دوستون دارم.دیروز واقعا"خانم و آقا بودین.یاد عمه ح...
نی نی ما هم به دنیا اومد
بالاخره نی نی کو چولو ما به دنیا اومد.با کلی کلنجار کیسه مامانی رو پاره کرد ولی خودش پایین نیومد و مامانی سزارین شد.عزیزم به دنیاخوش اومدی.بهترین هارو واست می خواهم.فعلا"که آرومی.عمه فدات بشه.الان سه تا شدین.با هم خوب باشین و همدیگر رو دوست داشته باشین.باشه؟هههه دخمله عین طهوراست که همش دنبال پستونک می گرده. راستی یادم رفت اسمه عمه فداییم "فواد"ه.چقدر حس قشنگیه عمه شدن.نه؟ ...
ضد حال خوردن
11 آبان 1391 عزیزم .سلام تولدت مبارک.خیلی دوست دارم.ان شاالله همیشه سالم باشی.خیلی برنامه داشتم واست.از هفته ها قبل کلی تو اینترنت چرخیدم تا امروز واست خاص باشه.اما همه چی بهم ریخت . روز قبل رفتم واست کیف پاسپورتی خریدم.خیلی گشتم.فکر می کردم خیلی شاد شی.صبح روز تولدت بهت تبریک نگفتم.روزه داشتی.رفتم 3 رنگ مقوا خریدم.تو اون دلایلم رو نوشتم.و گذاشتم تو یه جعبه.سبز :دلایل دوست داشتن تو.خداییش هرچی می نوشتم بازم بود.خیلی دوست دارم.قرمز:ناراحتی هام از کارات.زرد :خواسته هام و آرزو هام با تو.11 خواسته .به دلیل اینکه هر چهارتامون 11 هم به دنیا اومدیم.بچه ها گریه می کردن.سپردم به مادرجون.رفتم خونمون تا واست کیک درست کنم و واسه افطا...
دردسر مسافرت طهورا
لیست کارهایی که منو وادار کرد فکر مسافرت با این دو تا رو از سزم بیرون کنم. 1-طهورا خانم دیگه شیشه قبول نمی کرد تا 3روز. 2-به محض رسیدن به هتل اینقدر جیغ کشید که فقط بردمش زیر دوش تا اروم شه. 3-شب ها بدون گهوارش نمی خوابید.(البته این عادت به خاطر این مسافرت از بین رفت) 4-اینقدر گریه می کرد که تمام مسافرین در هتل می دونستن وارد می شه. 5-روز آخر خون دماغ شد 6-...... *البته باعث مسرت است که حالا روی زمین نیز می خوابند این ملکه خانم و با ماشین مدل بالاشون حال می کنند. تو میهمانی این ماشین رو حتما" می برم و ملکه ما بین میهمان ها با راننده شخصی دور داده می شوندو برایشان می خندد و ذوق می کند. نگاش کنید عین پسراس بدون موا...
دردسر مسافرت محمد
این پسمل ما کلا" آزارش به هیچ کس نمی رسه بجز زمانیکه کسی مزاحم خوابش بشه. 1-یاد گرفته اگه کسی بهش توجه نکنه گریه کنه 2-تو خواب بغلطه و به دمر بخوابه. 3-تو خواب گریه کنه. 4-وقتی گریه اش بیاد ول نکنه و به هق هق بیافته. البته کل این لیست همش یک مورد بود که واسه فرق نذاشتن بین این دو تا زیادش کردم.(عاشق خودم می شم گاهی با این کارام ) روش های خوابیدن جدید جیگرم ...
اولین مسافرت
13 مهر 1391.اولین مسافرت شما.رفتیم پابوس امام رضا.تو راه آقا و خانم بودین.تو صندلی ماشینتوت خوابیدین.بازی کردین.یکی تو ماشین ما.یکی تو ماشین عزیزجونشون.البته تو مسیر جاتون عوض می شد.این عکس ها مربوط به صبحانه در جنگل گلستانه.البته آرامش قبل طوفان. بمیرم واسه پسریم.اینقدر دخملی خوش اخلاق شده بود همه می خواستن باش عکس بگیرن.اگه بگم تو 100 تا عکسی که از این جا گرفتیم فقط 2 تاش با پسملیم بود.البته دوتایی هم داشتن ولی تکی.... ...
بدون عنوان
سلامی دوباره.امروز دوباره اومدم.کلی مطلب هست ولی بذارین اول چند تا عکس از بزرگ شدن بچه ها بذارم بعد برسیم به حرف ها و کارهای نی نی هام.راستی خوشگل های من دوستون دارم.باقی عکس ها در ادامه مطلب. این تصاویر مربوط میشه به 1.5 ماه پیش تو 3 ماهگی اگه اشتباه نکنم.رو پا مادر جونن.تازه تونسته بودن این حالتی دراز بکشنن. ...
واکسن چهار ماهگی
مامانی های من،امروز( 10 مهر91) رفتیم واکسن 4 ماهگی تون رو با دایی جون و زن دایی جون زدیم.دایی جون دل نداشت ببینه و می گفت محمد رو بده به من و طهورا رو تو ببر.بهش گفتم تا 1 ماهه دیگه بچت به دنیا میاد پس سر ختنه و ... می خوای چیکار کنی.بالاخره برد و هی به طهورا خانمیم می گفت:چیزی نیست.خوب می شی.الان اومدیم خونه.محمد پسری خوابه و زهورا می خنده.دارم کمپرس سرد رو پاتون می ذارم وهی هول می کنین و می پرین.فداتون شم







